اشراف زاده...نبود؟

از آژانس مسافرتی "م" تماس گرفتند که شما نیستانی هستید؟ جواب دادم که بله خودم هستم، فرمایش؟ ادامه می دهد که شماره شما را از خانوم "ر..." گرفته ام، یک بینال سینمایی در ونیز برگزار می شود و ما برنامه ای برای سفر به آنجا و چند شهر اروپایی دیگر ترتیب داده ایم که از هفت تا هفدهم شهریور طول می کشد و تعدادی از هنرپیشه های سینما هم با ما خواهند آمد، خواستیم بدانیم شما هم علاقمند به همراهی با ما هستید یا نه؟ جواب سؤالش معلوم بود اما از قیمت تور پرسیدم: - هزار و پانصد یورو به علاوه ی نهصد و پنجاه هزار تومان. تشکر کردم و گفتم که برنامه ی کاری خودم را در آن ده روز چک می کنم و بعداً جواب خواهم داد!

زمانی خانواده های اشرافی و هنردوستی در اروپا زندگی می کردند که هنرمندان را تحت حمایت می گرفتند و خرجشان را می دادند. خاندان "مدیچی" در ایتالیای دوران رنسانس، خرج سفر آقایان "میکل آنجلو بوناروتی" و "لئوناردو داوینچی" و سایر دوستان را به بینال ونیز و جشنواره ی کن تأمین می کرد و آن ها هم در عوض، از طراحی مراسم آتش بازی و جشن تولد بچه ها تا ساختن کلیسا و قصر و قلعه و پل و مقبره ی خانوادگی و... برای این خاندان فرهنگ دوست انجام می دادند. بعدها با ورود اروپا به عصر مدرنیسم، این خانواده ها نطفه های اولین گالری دارها و کلکسیونرهای آثار هنری شدند و در نهایت، وابستگی مستقیم هنرمندان به اشراف به وابستگی غیر مستقیم به گالری های هنری و مجموعه داران خصوصی بدل شد. امروز که ما از جاده خاکی و میانبر، خودمان را پشت سر غربی ها رسانده ایم و می خواهیم جلو بزنیم، مانده ام معطل که برای رفتن به یک سفر اروپایی باید دنبال پیدا کردن یک حامی از خانواده ای اشراف زاده باشم یا درست آن است که از یک مجموعه دار آثار هنری دلبری کنم؟

تصویر بالا، رسید اولین حق التصویر دریافتی من از مجله ی "زن روز" در سال 1359 است و همانطور که می بینید مشمول پانزده درصد کسر مالیات شده است. امروز هم پولی که می دهند خیلی بیشتر از این نیست.

اشراف زادگانی که اصل و نسب اشان به زنان صیغه ای ناصرالدین شاه نمی رود و با دیدن این تصویر دل نازکشان برای من کباب شده- جهت رو کم کنی از "خاندان مدیچی" و اثبات اصالت و نجابت- می توانند کمک های نقدی خود را جهت اعزام با عزت و آبروی من به این سفر فرهنگی به هر کافی شاپی که دوست دارند بدهند- همه ی کافه چی ها من را می شناسند- و رسید آن را جهت رستگاری و ارائه به نکیر و منکر در شب اول قبر، با خود نگاه دارند.

  

نویسنده : توکا نيستانی ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٦