و اما ماجراهای یک کارت عروسی یا چه کسی زودتر داماد شد

دوست من نیک آهنگ خیلی کارت عروسی اش را دوست دارد، یادم است که یک بار می خواست از تهیه کننده ی یکی از سریال های درپیت تلویزیونی به خاطر این که از نصویر آن بی اجازه استفاده کرده بود شکایت کند؛ حالا هم مدتی است که شباهت کارت عروسی شریفی نیا- محمدرضا دوباره ازدواج کرد؟!- به آن کارت کذایی اسباب ناراحتی اش را فراهم کرده و می گوید چون آن را از روی کارت او جعل کرده اند " اصیل" نیست! البته من نمی دانم که این اصالت چه دردی از کارت عروسی دوا می کند و به چه کار می آید اما چون از هر جور سرقت هنری بیزارم ضمن تقبیح عمل مجله ی تصویر سال- که اصلاً نمی دانم چه کار کرده- خطاب به نیک آهنگ می گویم که: سخت نگیر برادر، می دانی که من ده دوازده سال زودتر از تو ازدواج کردم و با این که سال 1364 نه اینترنت وجود داشت و نه مجله ی تصویر سال منتشر می شد و نه تو به سن ازدواج رسیده بودی، کارت من هم عین کارت تو و خاندان شریفی نیا از آب در آمد! البته طرح کارت را من نکشیدم، محمد علی بنی اسدی کشید و متن را هم فرهاد فروتنیان با خط یأجوج و مأجوجی که خودش ساخته بود نوشت و با پول من در یکی از چاپخانه های گمنام تهران تکثیر کرد. اگر سال 1364 من هم به اندازه ی خاندان شریفی نیا پول داشتم و امکانات عکاسی و چاپ هم به خوبی امروز بود و هرشب در تهران ماجرای بمباران و حمله ی موشکی نداشتیم شاید ترجیح می دادم همین سوژه را با آب و رنگ بهتری عکاسی کنم. فقط می ماند متن کارت که تقریباً بی کم و کاست از کارت نیک آهنگ برداشته شده، آن را هم به عنوان هدیه ی ازدواجی که به زور از سید ابراهیم نبوی گرفته اند می شد زیر سبیلی رد کرد!
می دانم که نیکان کارت عروسی من را تا امروز ندیده است و می دانم که تصور می کرده کارش "اصالت" دارد اما تعجب می کنم از آدمی که با بحث "شباهت های ناگزیر" به خوبی آشنا است چرا مته به خشخاش می گذارد. از کجا معلوم که فردا کس دیگری مدعی نشود دوازده سال زودتر از من کارتی با همین مضمون طراحی کرده است؟

نظرات ()
